
ده سال گذشته
ده سال چقدر واژه عجیبیه ؛
چقدر دوره ؛
انگار ده سال نوری از من گذشته
یک سال پیش گفته بودم بیاید ده سالگی خوبی بسازیم
و حالا فقط میتونم بگم ممنون که کنارم بودید
واسه تکتک لحظهها ...
واسه اون چسبزخم کوچولوهایی که رو تکتک خراشای زانو و آرنج و انگشتای بریده شدهام چسبوندید
امسال بهتر فهمیدم یکی بودن یعنی چی... یکی بودن یعنی این ، یعنی دقیقا همین
بیاید یازده سالگیمونو قشنگ بگذرونیم هوم ؟! :)
بیاید لیست کنیم هدیههایی که میخوایم :
هیونگ یه آلبوم بهمون بدهکاره [جدا بدهکاری مرد حسابی]
هان ، یه لایو طولانی که یه عالمه برامون حرف بزنه
دد وو ، برگشتنش
کیم جونکاتن ، یه لایو از Hurdle
شینگ ، اومدن به کره
هیون ، برگشت از سربازی
چن ، دوتا عکس از دوتا فندق که این روزا فکرشون فلجم کرده
میسا ، یه بودن درست حسابی
سو ، اکانت اینستاگرام [بچ-]
هوانگ ، یه آلبوم جدید که پر از "تائو" باشه
کیم فاکر کای ، یه استراحت واقعی
مکنه ، کمتر دلبری کردن + کمتر خون دماغ کردن من بدبخت
شمارو نمیدونما
من بهشون یه چیزی بدهکارم که قادر به پس دادنش نیستم سو از در پشتی میرم بیرون شمام اگه میاید تا ندیدنمون بیاید بریم وگرنه کریس تا از تو حلقمون نکشه بیرون نمیزاره بریم
اع گفتم کریس ... چقدر نیاز دارم بهش ... چقدر ازم گم شده ...
❤️🎊سالگرد ده سالگی مبارک خانواده دوم من 🎊❤️
+امسال اکسوپلنتی بیشتر بغل کنید همو~
✵EXO✵,
Anniversary,
Exol